«ز مردم نیم در جهان بینیاز»
این سخن از زبان چه کسی است؟
از زبان بهرام گور، یکی از نامدارترین پادشاهان ایران در شاهنامه.
پادشاهی که فردوسی او را تنها بر تخت و در کاخ نشان نمیدهد؛ بلکه بارها در میان مردم، در شکارگاه، در مرغزار، در خانه آسیابان، در کنار کشاورزان و در گفتگو با مردمان عادی به تصویر میکشد.
بهرام در کودکی از دربار دور شد، جهان را دید، آموزش دید و آموخت که فرمانروایی تنها با تاج و تخت پایدار نمیماند. شاید از همین روست که از زبان او میشنویم:
«ز مردم نیم در جهان بینیاز»
در این یک مصرع، اندیشهای بزرگ نهفته است.
اگر پادشاهی چون بهرام گور خود را از مردم بینیاز نمیداند، پس هیچ انسانی، در هیچ جایگاهی، نمیتواند بینیاز از دیگران باشد.
در جایی دیگر از شاهنامه نیز میخوانیم:
«مرا ارج ایشان بباید شناخت
خنک آنکه با نامداران بساخت»
